شکست تاریخی "بازیگر پنهان "

1- این دوره از انتخابات به مثابه رو در رو قرار گرفتن دو جبهه اولی اثباتش از صداقت بود و توسل و دومی دست به جیب اغنیا و سر سپرده به اتوپیا و تئوری‌های رنگی غرب مصاف این دو اما تحقق یک وعده شد. اذا جاء نصرالله والفتح
بی‌تردید این نصرت، پیامی برای خیز بلند برای مبارزه با فساد و برپایی عدالت است.

2- مشارکت چشمگیر جامعه روستایی و شهرهای کوچک در این دور از انتخابات دربردارنده پیام مهمی بود که جریان دوم خرداد به سادگی از آن عبور کرد جامعه فوق با رای خود اولا از فضای ساختگی و تبلیغاتی عبور کرده و ثانیا بر نقش خود برای توسعه و پیشرفت کشور تاکید کرد. بی‌تردید این طیف به عنوان ظرفیت جدیدی برای نظام خود را فعال ساخت.

3- جبهه دوم خرداد که در هر انتخاباتی مشارکت بالا را متضمن پیروزی خود دانسته و به میدان آمدن آرای خاموش و خاکستری را به معنای پیروزی خویش تصویر می‌کردند در این دور از انتخابات سرانجام با واقعیت روبه‌رو شدند. مشارکت قریب به 85 درصدی در انتخابات دهم نه تنها رای را به سبد آنان متمایل نساخت بلکه قریب دو سوم آرا را متوجه رقیب‌شان ساخت. حال اصلاح‌طلبان در برابر این پدیده با پذیرش دو حال مواجهند.
الف - باید بپذیرند که آرای خاکستری، طیفی که همیشه آن را متعلق به خود می‌دانستند و در حقیقت طی این سال‌ها این طیف را به رنگ خصلت‌های اپوزیسیون نواختند.
ب- با اینکه باید بپذیرند برخلاف ادعای آنان که بخش عمده‌ای از اصولگرایان رای خود را متوجه میرحسین کرده‌اند. این اصلاح‌طلبان بودند که بخش عمده‌شان با عبور از جریان دوم خرداد به سوی کاندیدای عدالت خواهی متمایل شدند.

4- جریان دوم خرداد در این دور از انتخابات، بهره‌گیری از روش "جنبش نخبگان " را در دستور کار خود قرار داد.
اینان با این فرض که جامعه روشنفکری و نخبگان کماکان دارای ضریب نفوذ در جامعه هستند طیف‌های مختلفی از آنان اعم از روشنفکرهای سکولار و دگراندیش را به میدان آورده و به دنبال برانگیختن آرای مردمی بودند اما غافل از اینکه ملت در کلام و مرام آنها سوزی ندید که خامی را پخته کند وجود این وضعیت بی‌گمان بیانگر آن است که شکاف معناداری میان نخبگان و روشنفکران ما با توده‌های مردمی وجود دارد.

5- اصلاح‌طلبان گرچه استفاده از عناصر و دقایق جنبش‌های رنگی را در دستور کار خود قرار دادند اما فرجام آن را به وضوح دریافتند که بخیه کردن متدهای غربی با خصایص سنتی ملت راه به جایی نمی‌برد حضور افراد مختلف در خیابان‌ها و هیجانات آنان و طرح این ادعا که اینان تنها بازیگران شهر انتخاباتند در روز انتخابات بیانگر چند نکته بود اول اینکه بسیاری از افراد حاضر در خیابان‌ها حامیان مطمئنی نبوده و در انتخابات شرکت نکردند بی‌شک هیجانات خیابانی و دریافت مبالغ حضور برای آنان از هرچیزی دلچسب‌تر بود و دوم آنکه پایگاه رای آنها بیش از گذشته مشخص شده و معلوم گردید آنچه در خیابان‌ها رخ داد نه یک "اقدام " و "اعتراض " که حضور در یک کارناوال نمایشی بود.

6- شکست میرحسین موسوی شکست وی نبود بدنه شکست "بازیگر پنها " و هم‌پیمانانی بود که به دنبال عدم تداوم اراده مبارزه با کانون قدرت و ثروت بود همچنین شکست رقیبان اصول‌نمایی که شکل‌گیری دولت دهم به ریاست موسوی را در چارچوب تز دولت مجلل و محور شدن خود ارزیابی می‌کردند به بیان دیگر در این دوره از انتخابات کسانی بیش از همه شکست خوردند که باور داشتند با عدم حمایت از محمود احمدی‌نژاد مدیریت و محور جریان اصولگرایی به دستان آنان افتاده و سرانجام اینان از سایه بیرون خواهند آمد.

7- دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اما شکست اسطوره دوم خردادی‌ها نیز بود جریانی که در تمامی انتخابات گذشته حضور میرحسین موسوی را فریاد می‌زدند مقتضیات زمان را نشناخته و ریسک سختی را در این زمینه پذیرفت. این شکست را باید شکست عمر سیاسی جریان دوم خرداد دانست.

8- از منظر آسیب‌شناختی انسانی - اجتماعی نیز این انتخابات دارای نکات قابل توجهی بود. حامیان تبلیغاتی ستاد اصلاح طلبان معماران چیره دستی در دنیای وانموده بودند. اینان تبحر ویژه‌ای در "هست " کردن و "نیست‌ها " و "نیست " کردن "هست‌ها " داشتند.
همواره در دنیای مجازی می‌زیستند؛ دنیایی تنیده شده از زشت‌ و زیباهای خیالی و رویایی. بهتر بگوییم زیستی انگار‌ه‌ای و نمادین داشتند! نظام اندیشگی آنان با واقعیت‌های بیرونی چندان سازگاری نداشت. پنداری مشمول تکامل انواع شده و نوعی دگردیسی‌های ماهوی یافتند هر بی‌رنگی را اسیر رنگی کرده و اندیشه بی‌رنگ خود را به صد رنگ آلاییدند. بر قامت خیالواره‌های خود، جامه‌ای از حقیقت پوشانده و جمله حقایق دیگر را خیال و ضلال پنداشتند و این چنین بود که حتی پس از انتخابات نیز بر مدار همان خیالواره‌ها خود را پیروز خطاب کردند و از کوتاه نیامدن‌ها گفتند.
آری این انتخابات هرچه نبود نشان داد که کاندیدای اصلاح‌طلبان مرام و نظام اندیشگی‌اش قرین و همنشین با مقتضیات زمان نبوده است که اگر جز این بود "بازی با حاصل جمع جبری صفر " را در عرصه چالش‌های سیاسی ترجیح نمی‌داد.

*جریان دوم خرداد اکنون در معرض یک آزمون دیگر است. آزمون "تمکین " از قانون و قواعد مردم‌سالاری، نتیجه این آزمون بی‌تردید حیات و ممات این جریان را مشخص خواهد ساخت.

/ 0 نظر / 6 بازدید