دکسیر

..:: دکسیر٬ وبلاگی متفاوت ::..


تعطيلات‌ نوروزي‌ همواره‌ بدون‌ هيچ‌ گونه‌ رسانه‌اي‌ آغاز مي‌شود. سال‌هاست‌ كه‌ ايرانيان‌ با شروع‌ نوروز به‌ اغماي‌ بي‌خبري‌ فرو مي‌روند. در نوروز هيچ‌ اتفاقي‌ نمي‌افتد اما گاهي‌ اوقات‌ اتفاقاتي‌ مي‌افتد كه‌ نمي‌توان‌ از آن‌ گذشت‌. دو سه‌ سالي‌ هست‌ كه‌ اينترنت‌ و رسانه‌هاي‌ اينترنتي‌ آلترناتيو روزنامه‌ها مي‌شوند. هنگامي‌ كه‌ هيچ‌ روزنامه‌اي‌ منتشر نمي‌شود )تازه‌ اگر منتشر بشوند، سيستم‌ توزيع‌ تعطيل‌ است‌( اين‌ وبلاگ‌ها هستند كه‌ اطلاع‌رساني‌ مي‌كنند.
حال‌ تصور كنيد كه‌ زلزله‌اي‌ در يكي‌ از شهرهاي‌ ايران‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌. بهترين‌ رسانه‌ در اين‌ مواقع‌ وبلاگ‌ها هستند كه‌ مي‌توانند به‌ سرعت‌ اطلاع‌رساني‌ كنند. چه‌ بهتر است‌ كه‌ اين‌ وبلاگ‌ها از محل‌ حادؤه‌ به‌ روز شوند. در زلزله‌ جمعه‌ 11 فروردين‌ دورود چنين‌ اتفاقي‌ افتاد.
حتي‌ برخي‌ از وبلاگ‌نويسان‌ منبع‌ خبري‌ سايت‌ خبري‌ اينترنتي‌ شدند و با آنها همكاري‌ كردند. بسياري‌ از وبلاگ‌نويسان‌ هم‌ درباره‌ زلزله‌ در شهرهاي‌ خود و به‌ خصوص‌ احتمال‌ يك‌ زلزله‌ پر قدرت‌ در تهران‌ نوشتند.
وبلاگ‌ »يادداشت‌هاي‌ يك‌ جوان‌ خرم‌آبادي‌« از جمله‌ نخستين‌ وبلاگ‌هايي‌ بود كه‌ از زلزله‌ نوشت‌. اين‌ وبلاگ‌نويس‌ نوشته‌اش‌ را با اين‌ جمله‌ آغاز كرد: »اينجا وحشتناك‌ لرزيد«.
در نثر همه‌ وبلاگ‌نويساني‌ كه‌ از روز نخست‌ زلزله‌ نوشتند نگراني‌ و وحشت‌ موج‌ مي‌زد. نويسنده‌ وبلاگ‌ دانشگاه‌ آزاد دورود اول‌ خبر زنده‌ بودنش‌ را مي‌دهد: »زنده‌ام‌« و سپس‌ مي‌نويسد: »خدايا شكرت‌ هنوز زنده‌ام‌ و اونايي‌ كه‌ دوستشون‌ دارم‌ هم‌ همين‌طور. الان‌ اصلا نمي‌تونم‌ زياد مطلب‌ بذارم‌. چون‌ اون‌ كافي‌نتي‌ كه‌ توش‌ نشستم‌ هر لحظه‌ ممكنه‌ خراب‌ بشه‌ سرمون‌.«
نويسنده‌ وبلاگ‌ يادداشت‌هاي‌ يك‌ جوان‌ خرم‌آبادي‌ مي‌نويسد: »خرم‌آباد به‌شدت‌ لرزيد. اينجا همه‌ ترسيدن‌. اغلب‌ مردم‌ بيرون‌ از خونه‌هاشون‌ هستن‌. در خرم‌آباد جز چند مورد شكستگي‌ شيشه‌ خسارتي‌ نداشتيم‌ ولي‌ در دورود كشته‌ داشتيم‌. مي‌گويند چندين‌ روستا صد در صد تخريب‌ شدن‌. ولي‌ خوشبختانه‌ چون‌ ديشب‌ هم‌ يك‌ 4 و بعد هم‌ يك‌ 5 ريشتري‌ داشتيم‌ خيلي‌ها بيرون‌ از خونه‌هاشون‌ خوابيده‌ بودند كه‌ همين‌ باعث‌ پايين‌ بودن‌ تلفات‌ شده‌.«
روزنامه‌ اينترنتي‌ لر در ساعات‌ اوليه‌ وقوع‌ زلزله‌ به‌ روز نشده‌ بود اما به‌ مرور زمان‌ شروع‌ به‌ اطلاع‌رساني‌ كرد.
اين‌ روزنامه‌ اينترنتي‌ نوشت‌: »از بعد از ظهر خودروهايي‌ در شهر دورود از طريق‌ بلندگو از مردم‌ خواستند امشب‌ را حتما در بيرون‌ از خانه‌ها به‌ سر ببرند، اين‌ هشدار مدعي‌ بود كه‌ از طرف‌ چند موسسه‌ بين‌المللي‌ زلزله‌ شناسي‌ احتمال‌ وقوع‌ زمين‌ لرزه‌اي‌ شديدتر در منطقه‌ پيش‌بيني‌ شده‌ است‌. روابط‌ عمومي‌ فرمانداري‌ شهر در تماس‌ با لر  از اصل‌ قضيه‌ و  صحت‌ و سقم‌ اين‌ هشدارها اظهار بي‌اطلاعي‌ كرد.«
نويسنده‌ لربلاگ‌ از زلزله‌هاي‌ پياپي‌ خبر مي‌دهد: »من‌ در حال‌ مطالعه‌ آخرين‌ اخبار زلزله‌ از خبرگزاري‌ ايرنا بودم‌ كه‌ يك‌ لرزه‌ نسبتا شديد ديگر من‌ و دوست‌ همراهم‌ را راهي‌ كوچه‌ كرد. اين‌ بار خوشبختانه‌ برق‌ قطع‌ نشد. شهر در امن‌ و امان‌ است‌ اما وضعيت‌ روستاها خطرناك‌ و دردآور است‌. اكثر خانه‌هاي‌ روستايي‌ به‌ خاطر عدم‌ استحكام‌ كافي‌ آسيب‌ مي‌بينند. صبح‌ به‌ منطقه‌ هرو از توابع‌ زاغه‌ خرم‌آباد رفتيم‌. اين‌ منطقه‌ از كانون‌ زلزله‌ دورتر است‌ اما خانه‌ها آسيب‌ جدي‌  ديده‌اند.«
وبلاگ‌نويسان‌ لرستان‌ سعي‌ كردند مشكلات‌ و كمبودهاي‌ شهرهايشان‌ را گزارش‌ كنند. جوان‌ خرم‌ آبادي‌ نوشت‌: »در مركز خرم‌ آباد چند لودر و كمپرسي‌ و چند ماشين‌ آتش‌نشاني‌ قرار دادند. من‌ خودروهايي‌  ديدم‌ كه‌ به‌ سرعت‌ به‌ سمت‌ دورود و بروجرد مي‌رفتند كه‌ روي‌ آنها نوشته‌ شده‌ بود آزمايشگاه‌ آب‌ سيار. از طرفي‌ آمبولانس‌هاي‌ بسياري‌ هم‌ به‌ سمت‌ دورود در حال‌ حركت‌ بود.«
او در مطلبي‌ ديگر به‌ حضور پليس‌ ضد شورش‌ در شهر اشاره‌ مي‌كند: »ديروز بعد از ظهر حدود 200 نفر جلوي‌ فرمانداري‌ جمع‌ شده‌ بودند. آخه‌ شنيده‌ بودند كه‌ چادرهاي‌ زيادي‌ به‌ دورود رسيده‌ غافل‌ از اين‌ كه‌ تمام‌ چادرها تو صنايع‌ دفاع‌ انبار شده‌ بودند. جريان‌ از بحث‌هاي‌ كوچك‌ شروع‌ شد و به‌ درگيري‌ منجر شد.«
 لر بلاگ‌ مثل‌ يك‌ خبرنگار از شهر دورود خبر مي‌دهد و از فقدان‌ يك‌ رسانه‌ خبري‌ در لرستان‌ مي‌گويد: »ديشب‌ فقط‌ دل‌ مردم‌ لرزيد. چادر نبود و يا اگر بود آنقدر و آنطور نبود كه‌ همه‌ شهر بتواند بيرون‌ بخوابند. آنهم‌ در اين‌ هواي‌ سرد. در را نيمه‌ باز گذاشتم‌ و داخل‌هال‌ نزديك‌ به‌ در خروجي‌ خوابيدم‌. ديشب‌ ساعتي‌ نشستم‌ و از خبر و خبرنگاري‌ نوشتم‌. چند روز ديگر روزنامه‌ اينترنتي‌ لر راه‌اندازي‌ مي‌ شود اين‌ روزنامه‌ اساسا قرار است‌ تلاشي‌ باشد براي‌ فقدان‌ رسانه‌هاي‌ خبري‌ در مناطق‌ لرنشين‌.«
وبلاگ‌نويسان‌ بيشتر از شهرهاي‌ دورود و خرم‌آباد بودند. در بروجرد و طي‌ سه‌ روز اول‌ زلزله‌ همه‌ كافي‌ نت‌هاي‌ شهر بروجرد تعطيل‌ بود.
اگرچه‌ تعداد وبلاگ‌نويسان‌ استان‌ لرستان‌ بسيار كم‌ و ناچيز بود اما شايد اين‌ حادؤه‌ باعث‌ شود تا جوانان‌ لرستاني‌ بيشتر به‌ فكر وبلاگ‌نويسي‌ بيفتند.
مخصوصا لرستان‌ كه‌ از مناطق‌ زلزله‌خيز ايران‌ است‌ و اطلاع‌رساني‌ وبلاگ‌ها مي‌تواند جان‌ بسياري‌ از مردم‌ را نجات‌ دهد.

با تشکر از مصطفي‌ قوانلو قاجار

۱۸ فروردین ۱۳۸٥ | ٥:٢٠ ‎ق.ظ | ِِDexxir | نظرات () |