دکسیر

..:: دکسیر٬ وبلاگی متفاوت ::..


سلام

اينبار در مورد تلوزيون! از اونجايی که برنامه های ۹۰ قسمتی جايی بين مردم باز کرده امشب تصميم گرفتم براتون از برره و جايگزين هاش براتون بنويسم.
ابتدا معرفی سايت رسمی برره:

در اين سايت که به گفته موسسين آن به پاس زحمات مهران مدريری به همت طرفداران ايشان داير گرديده و تا ۲۰۱۰ نيز ثبت شده نشان دهنده اين است که اين برنامه پربيننده هنوز هوادارانش را از دست نداده.
البته مثل کارهای گذشته ای که از مديری ديديم تکه کلام ها که نقش عمده ای در بين مردم پيدا می کنند فراموش نشده بلکه روز به روز رو به گسترش است.
البته تبليغات منفی که در جلوی راه آنان بود نيز نه تنها جلوی پيشرفت اين برنامه را نگرفت بلکه باعث ايجاد سروصدا و تبليغ بيشتر اين برنامه شد.
از اينجا می توانيد وارد اين سايت شويد.

اما سريال زندگی به شرط خنده هم به خوبی تونسته جای خودشو پيدا کنه. اگه يادتون باشه خشايار مستوفی توی زير آسمون شهر ۱ و ۲ و ۳ بود که کم کم به سمت بی مزگی ميرفت.
اما در زندگی به شرط خنده کاملا احيا شد.
البته اين موفقيت بخازر کار تيمی خوب و بازيگران حرفه ای طنز هست.
مهدی مظلومی کارگردان در مورد زندگی به شرط خنده می گويد:مجموعه تلويزيونی " زندگی به شرط خنده " به گونه ای ارايه می شود که از تبديل شدن به يک سريال خانوادگی دور بماند .
 
مهدی مظلومی، در ادامه در خصوص روند شکل گيری اين سريال گفت :  پس از اينکه مجموعه تلويزيونی " کمربندها را ببنديم " به اتمام رسيد، طرح اوليه اين کار شکل گرفت و پس از عيد 84 به همراه تهيه کننده برای نگارش طرح و آماده سازی برای توليد اقدام لازم صورت گرفت. حدود 8 ماه روی طرح کار کرديم و از همان ابتدا نگارش فيلمنامه به صورت جدی زير نظر محسن تنابنده آغاز شد. در هنگام نگارش روی تغيير شرايط داستان و شخصيت ها به طور مرتب بحث و کار کرديم و بر اساس روابط ميان آدمها متن قسمت های مختلف سريال نوشته شد.

وی خاطر نشان کرد:  بر اساس برنامه ريزی که صورت گرفت تا شروع مرحله پيش توليد و کليد خوردن سريال حدود 30 قسمت از متن سريال برای توليد به طور کامل آماده شد و زمانی که ما ساخت سريال را آغاز کرديم، حدود يک سوم از متن مجموعه آماده و کامل شده بود. چون از ابتدا ما قصد داشتيم که تمامی قسمت های سريال بر اساس متن از پيش نوشته شده به اجرا در بيايد و استفاده از بداهه کمترين بخش داستان ها را به خود اختصاص بدهد.

اين کارگردان در پاسخ به اينکه تا چه اندازه از تجربه ساخت مجموعه های تلويزيونی 90 قسمتی قبلی خود استفاده کرده و برای ارتقای کيفی اثر چه تمهيدی به کار بسته است، توضيح داد:  مهمترين مساله ای که از ابتدا ما به آن توجه ويژه ای داشتيم اين بود که سريال تا حد زيادی از هجو و لوده دور باشد و بتوانيم با به کارگيری متنی قابل اعتنا و برخوردار از ويژگی های نمايشی و تلويزيونی قابل اعتنا و تاثير گذار اثری جذاب و در عين حال سنگين را ارايه کنيم. به همين خاطر به سمت استفاده از نيروهای جديد سوق پيدا کرديم تا به اين وسيله هم به نيروهای جوان تر فرصت مطرح شدن بدهيم و هم اينکه بتوانيم شرايط تازه ايی را در طراحی و ارايه فيلمنامه ها به وجود بياوريم.

مظلومی در پاسخ به اينکه در ابتدا قرار بود فتحعلی اويسی در اين سريال حضور داشته باشد اما هنگام توليد تصميم ديگری گرفته شد، اظهار داشت:  اين مساله در ابتدای شکل گيری سريال مطرح شده بود. اما با نگارش داستان و تغييرهای مکرری که در آن داده شد ما به کارکتری دست پيدا کرديم که با ويژگی های نقش پردازی اويسی بسيار متفاوت بود و به عبارتی نقش با اين بازيگر هماهنگی نداشت. به همين خاطر ما به دنبال بازيگر ديگری رفتيم که ويژگی ها و خصوصيات اصلی نقش با نوع بازی او هماهنگی بيشتری داشته باشد.

وی در پاسخ به اينکه چگونه در نگارش متن به شخصيت خشايار مستوفی رسيدند و برای تکراری نشدن شرايط رفتاری و حرکتی اين کارکتر با آنچه در مجموعه تلويزيونی " زير آسمان شهر " ارايه شده بود چه نکاتی مد نظر قرار گرفت، به  مهر اعلام کرد:  کارکتری که ما طراحی کرده بوديم در مجموع به اين شخصيت نزديک بود و به نظر من هيچ اشکالی ندارد که در يک مجموعه طنز تلويزيونی از شخصيتی استفاده کرد که در سريال ديگری به خوبی جا افتاده است و مردم آن را دوست دارند، اما ما به اين نکته هم توجه داشتيم که اين شخصيت در " زندگی به شرط خنده " همانند سريال قبلی نباشد. به همين خاطر هم تلاش کرديم از پتانسيل های اين شخصيت که در سريال قبلی استفاده چندانی از آنها نشده بود، به طريقی که با داستان ما هماهنگی داشته باشد، به شکلی خلاق استفاده کنيم. بنابراين به ابعاد مختلف شخصيتی و روحی اين کارکتر توجه کرديم و آن را از شخصيتی منفی که از وجوه نه چندان مثبت برخوردار است، او را تبديل به شخصيتی مثبت و حتی خوب کرديم که اشتباهاتش بيشتر به خاطر جهل است تا اينکه به صورت ذاتی شخصتی منفور و بد باشد.

اين کارگردان ادامه داد:  ما به بيننده تاکيد می کنيم که آنچه خشايار مستوفی به اشتباه انجام می دهد، حاصل بد ذاتی و نکات منفی روحی او نيست، بلکه بيشتر به خاطر جهل و نادانی است که در اين شخصيت وجود دارد و دليلی برای کارهای بد او می شود. خشايار در بسياری از موقعيت ها و قسمت های داستان احساساتی می شود، برای خود لحظات تنهايی و تفکر دارد و در مجموع با ارتکاب اشتباهات خود افکار منفی و نامناسبی را دنبال نمی کند.

سازنده " زندگی به شرط خنده " در پاسخ به اينکه وی در هنگام استفاده از شخصيت خشايار مستوفی دچار اين دغدغه که امکان دارد اين شخصيت با مخاطب ارتباط لازم را برقرار نکند و به خاطر وجوه شخصيتی تکراری که دارد اين احتمال می رود که بيننده آن را قبول نکند، يادآور شد:  يکی از اهداف ما در طراحی اين کارکتر کم کردن وجوه منفی شخصيتی خشايار و بد آموزی هايی بود که وی پيش از اين نشان می داد. از سوی ديگر، ما در کنار خشايار يک شخصيت قوی ديگر به نام جهانگير قرار داديم تا اگر مخاطب با خشايار ارتباط لازم را برقرار نکرد ما با استفاده از ويژگی های جهانگير داستان سريال را به طريقی اصلاح کنيم.

وی در ادامه راجع به اينکه اين کارگردان همواره در سريال هايش از محل هايی برای وقوع داستان استفاده می کند که بديع و تازه هستند و پيش از آن در کمتر سريالی ديده شده  که در اين اثر هم به سراغ لوکيشن فيلم رفته است، اما در عمل داستان هايی که در اين سريال شکل می گيرد می تواند در هر نقطه ديگری هم اتفاق بيفتد، توضيح داد: در سريال های قبلی نيز نامتعارف بودن محل وقوع داستان باعث می شد بيننده ارتباط لازم را با سريال برقرار نکند. به همين خاطر در اين سريال ما به جای اينکه وابستگی زيادی ميان متن و محل وقوع داستان ها به وجود بياوريم، شخصيت هايی را در داستان مطرح کرديم در اصل سر جای خود نيستند و جايگاه ديگری را دوست دارند. برای نمونه جهانگير فردی دست و پا چلفتی است که در کارهای خود همواره دچار اشتباه می شود، اما به خيال خود مامور آتش نشانی بسيار خوبی است يا خشايار فقط يک سرايدار است اما سعی می کند خود را در بين اطرافيانش مالک جا بزند و همواره به اين مساله اشاره دارد. بهرام نيز در انديشه خود بازيگری توانا است اما به هيچ وجه در اين کار موفق نيست. در اصل اين آدمها هر جايی می توانند باشند و چون سرجای خود قرار ندارند، در هر موقعيتی هرج و مرج به وجود می آورند و در نتيجه شرايط ايجاد موقعيت خنده آوری را فراهم می سازند و اين مسايل و شرايط به لوکيشن وابستگی چندانی ندارد.

مظلومی ادامه داد:  تاکنون 16 قسمت از اين سريال پخش شده و بر اساس برنامه ريزی قرار است تا 90 شب برنامه داشته باشيم، به همين خاطر ما سريال را با اتفاقات عجيب و غريب و باور نکردنی آغاز نکرديم، بلکه از ابتدا با معرفی 5 شخصيت سعی کرديم که بيننده شناخت کافی از کارکترهای اصلی را پيدا کند و پس از اينکه اين شخصيت ها به اندازه کافی باور پذير شدند، شرايط قصه شکل متفاوت با اتفاقات گوناگون به خود بگيرد. بايد به اين نکته توجه داشت اين شخصيت ها به اندازه ای گسترده و دقيق طراحی شده اند که در شرايط مختلف با توجه به وجوه شخصيتی خود واکنش نشان می دهند. اين برنامه نخستين مجموعه تلويزيونی 90 شبی است که در شب اربعين برنامه داشته است. دليلش اين است که هر حرف و حرکت شخصيت ها جدی گرفته می شود و روی آن حساب باز می کنيم. ما در اين سريال از تبديل شخصيت ها به تيپ و لوده بازی های سبک پرهيز کرديم تا شخصيت ها هم باور پذير باشند و هم  اينکه از توانايی ابراز جنبه های شخصيتی خود در موقعيت های مختلف برخوردار شوند.

کارگردان اين سريال طنز در پاسخ به اينکه با توجه به توليد سريال های خانوادگی و اجتماعی در تلويزيون و استفاده اين آثار از مبوضوع های خانوادگی و اجتماعی مشترک کاملا" طبيعی به نظر می رسد که بيشتر مضامين تکراری شده اند، اما در اين سريال هيچ زاويه ديد تازه ای ارايه نمی شود و همان موضوع های واحد به صورت مستقيم عرضه می شوند، به خبرنگار مهر توضيح داد:  با اين مساله موافق نيستم. چون ما از ابتدا به اين موضوع توجه داشتيم که سريال مضمون خانوادگی و تکراری به خود نگيرد. ما مسايل و موضوع ها جامعه از جنبه های مختلف را در قالب رفتار و ايجاد موقعيت های گوناگون شخصيت های داستان گنجانديم. آنچه که ما به طور مشخص در مورد شخصيت های اين سريال در نظر گرفتيم اين بود که اين افراد " ناتمام " هستند وهمين مساله باعث ايجاد کمدی در داستان می شود. ما از ايجاد شرايطی که سريال به سمت مضامين خانوادگی صرف برود اجتناب کرديم. هر چند که با وجود تکراری بودن، استفاده از مضامين خانوادگی علاقه و توجه بيننده عام را تضمين می کند. حتی زوجی که در داستان مطرح می شوند هنوز مراسم ازدواج نگرفته اند و به خاطر مسايل ومشکلات مختلفی که دارند هنوز به خانه مشترک نرفته اند. حتی ما در اين سريال يک مراسم ازدواج هم نداريم. در مورد شخصيت ها نيز توجه به اينکه سريال به سمت کارهای خانوادگی و کليشه برود، پرهيز کرده ايم. برای نمونه شخصيتی همانند جهانگير همواره از کمبود محبت و بدبختی های مختلفی که دارد در رنج و عذاب است و همين مساله در کنار دست و پا چلفتی بودن، او را به سمت خلق موقعيت های مختلف سوق می دهد.

وی ادامه داد:  ما به دنبال ايجاد موقعيت های طنزی رفتيم که درون اين خانواده و افراد اتفاق نمی افتد. بلکه در پی اين بوديم که مسايل از بيرون خانواده به آنها انتقال پيدا کند و به نوعی با انجام رفتارها و واکنش های مختلف فراگيرتر و شکل اجتماعی به خود بگيرد تا داستان فراگيری اش را حفظ کند. اما از ارايه حرف های پيچيده به وسيله شخصيت ها پرهيز کرديم و کار را به سمت استفاده از موقعيت ها و شرايط پيش آمده سوق داديم.

مظلومی درباره دليل اينکه بازيگران دو شخصيت اصلی داستان در تيتراژ معرفی می شوند، اما هنوز وارد داستان ها نشده اند و اينکه ورود آنها در قسمت های بعدی احتمال دارد به خاطر عدم بازشناخت از سوی مخاطب با بازخورد و واکنش منفی مواجه شود، گفت: ما تا انتهای داستان و ماجراهای اين سريال را تعريف و به دقت بخش بندی کرده ايم و به خوبی می دانيم که هر کدام از اين شخصيت ها و داستان زندگی آنها به کدام سو می رود. بنابراين در مورد تمامی کارکترها نيز به دقت بررسی و طراحی لازم داستانی صورت گرفته است. دو شخصيتی که به آن اشاره شد نيز از حدود قسمت 30 به بعد وارد داستان می شوند و به اين وسيله شخصيت های تازه با خود فضا و موج جديدی را به همراه می آورند که روی داستان ها تاثير می گذارد و فضای متنوع و قابل توجهی را ايجاد می کند.

سازنده مجموعه تلويزيونی " زندگی به شرط خنده " در خصوص اينکه تعدادی از بازيگران اين سريال با آنکه در ديگر آثار طنز تلويزيونی از خود نقش پردازی مناسبی ارايه کرده اند - سحر ولد بيگی و علی صادقی - اما در اين سريال چندان به چشم نمی آيند، توضيح داد:  علت اين است که ما در اين سريال کار دشواری را انجام می دهيم. ما در اين اثر از اين دو بازيگر، شخصيت های بسيار متفاوتی را خواسته ايم. ما اگر بخواهيم شرايط قصه را به سمت يک کار خانوادگی سوق بدهيم، به خوبی می توانيم از توانايی های ولد بيگی و صادقی و بازی پر انرژی آنها استفاده کنيم. در صورتی که ما از اين مساله پرهيز کرديم و همين مطلب موجب شده است که بازی اين دو نفر به چشم نيايد. برای نمونه شخصيت نويد ( علی صادقی ) در سکوت و رخوت به پيش می رود، اما داستان به گونه ای طراحی شده است که ما بعدها از اين ويژگی ها استفاده می کنيم. با اين حال ما می بينيم نخستين تکه کلام هايی که در جامعه از اين سريال گرفته می شود، کلماتی است که نويد استفاده می کند. در هر حال بايد به اين نکته توجه داشت که اين سريال 90 قسمتی است و نويسنده نمی تواند تمامی ويژگی های داستان را در چند قسمت ارايه کند و بايد آن را آرام آرام بروز دهد که هر قسمت در جايگاه خود جذابيت لازم را برای مخاطب داشته باشد.

وی در خصوص اينکه نوسان کيفی که به طور کامل در فيلمنامه به چشم می خورد روی جذب مخاطب خاص تاثير منفی می گذارد، اعلام کرد: مطلوب اين است که کيفيت تمامی فيلمنامه های يک کار 90 قسمتی بسيار خوب باشد، اما فراز و فرودهای قصه و به هر حال امکانات و شرايطی که در توليد يک سريال 90 قسمتی حاکم است اجازه اين کار را نمی دهد. ما اگر بتوانيم اين سريال را به گونه ای ارايه کنيم که در انتهای کار يک سوم از فيلمنامه در حد خيلی خوب، يک سوم در حد متوسط و يک سوم معمولی باشد با توجه به امکانات، سطح توليد، فضای سياسی و اجتماعی حاکم بر جامعه و سياست های سازمان صدا و سيما  کار بسيار خوبی ارايه کرده ايم. از فيلمنامه يک سريال 90 قسمتی نمی توان همانند متن يک فيلم سينمايی انتظار داشت که همه چيز پيش بينی و از پيش طراحی شده باشد. بلکه اين کار با فراز و فرودهای خاص خود مواجه است. اما نکته بسيار مهمی که ما در اين سريال رعايت کرده ايم، اينکه تمامی سريال بر اساس فيلمنامه پيش برود و بخش اندکی از بداهه استفاده کند تا اثر به صورت پراکنده و رها شده ارايه نشود.

مظلومی در خصوص اينکه بيشتر سريال های طنز تلويزيونی کمترين توجه را به طراحی صحنه و لباس دارند و بيشتر لوکيشن های اين نوع آثار عوض می شوند که به خاطر محدوديت زياد در لوکيشن پس از چند قسمت سريال دچار تکرار می شود، گفت:  اتفاقا" در اين سريال ما توجه زيادی به طراحی صحنه و لباس داريم. ما تلاش کرده ايم آکسسوار صحنه و لباس بازيگران بر اساس شرايط قصه تغيير کند و حال و هوای همان قسمت را به خود بگيرد تا به اين وسيله از نظر بصری تنوع به وجود بيايد. در ديگر سريال هايی که من ساخته ام از " بدون شرح " تا " بانکی ها " و " کمربندها را ببنديم " اين مساله را رعايت کرده ام. در " زندگی به شرط خنده " نيز بيننده با بُعد و عمق طراحی مواجه است و ما از نماهای باز استفاده می کنيم و به اصطلاح بازيگرها به صحنه نچسبيده اند و به خوبی شرايط حضور طراحی صحنه ديده می شود. شرايطی که در بسياری از مجموعه های طنز تلويزيونی رعايت نمی شود.

مجموعه تلويزيونی " زندگی به شرط خنده " که نام اوليه آن " به گيرنده‌ها دست نزنيد " بود به سرپرستی محسن تنابنده و 7 هفته نويسنده ديگر در حال نگارش است که علی وارسته و محمد سهيلی از جمله همکاران نويسنده متن‌های اين سريال هستند. داستان اين سريال درباره خشايار مستوفی است که به عنوان پيشکار در خانه افشار زندگی می کند که سال ها قبل به خارج از کشور سفر کرده و خانه را به اين پيشکار سپرده است. تنهايی و مشکلات مالی موجب می شود تا وی به صورت موقت و در مدت زمان های کوتاه اين باغچه را به گروه های تصويربرداری برنامه ساز و فيلمساز کرايه دهد و از اين راه کسب درآمد کند. حضور هر يک از گروه ها اتفاقاتی را به وجود می آورد. در اين بين يک روز صاحبخانه، تصوير سرايدار و فضای کلی خانه خود را در تلويزيون می بيند و به خانه‌اش بازمي‌گردد تا آن را پس بگيرد...

در مجموعه تلويزيونی " زندگی به شرط خنده " حميد لولايی، يوسف تيموری، سحر ولد بيگی، محسن تنابنده، علی صادقی و رضا داوود نژاد ايفای نقش می کنند. همچنين محمدرضا کاظمی   مدير فيلمبرداری، فرشيد احمدی   صدابردار، تقی وارسته   طراح نور، فروزان جليلی فر   طراح صحنه و لباس، محمد قومی   طراح چهره پردازی و مهدی اسلامی   تدوينگر اين پروژه هستند.

محمدرضا مفيدی تهيه کنندگی اين سريال را بر عهده دارد و در قالب 90 قسمت 30 تا 40 دقيقه‌ای از شبکه پنج سيما در حال پخش است.



با تشکر از مهر و برره و خودم!

۱٦ فروردین ۱۳۸٥ | ٢:۳٦ ‎ق.ظ | ِِDexxir | نظرات () |