دکسیر

..:: دکسیر٬ وبلاگی متفاوت ::..


آياعدد سيزده بد يمن است ؟

درتاريخ زيست آدمي حوادثي رخ داده ، که عمري انديشه بشر را به خودمشغول داشته است . اين گونه رويداده ها ، ترس و دلهره ايجاد کرده و انسان رابه تعبير ات  گوناگوني وادار کرده است . برخي ازاين رويدادهاي شوم وترس آور که در سيزدهم ماه رخ داد گناهش   به گردن عدد بي گناه سيزده انداخته شده . البته اين به اين معنا نيست که  چنين تعبيراتي صرفااز سوي مردمان عامي و عادي شده  باشد  بلکه دريک کليت همگان  درين دايره خرافي گرفتار بوده و هستند .

  سرچشمه ي موهوم پرستي و اصولا تقدس يا نحوست عدد، سرزمين کلده است يعني بخشي از عراق کنوني . مردم کلده مردماني بودند با دانش به طوريکه در ستاره شناسي و رياضيات و شيمي و پزشکي مراحلي را طي کرده بودند مثلا چهار عمل اصلي حساب و توان هاي دوم و سوم عدد ها را محاسبه مي کردند و جذر و کعب آنها را مي گرفتندو با تصاعدهاي هندسي و حساب آشنايي داشتند اما بااين وجود زندگي شان از خرافات و موهومات خالي نبود .خدايان و ارواح را مي پرستدند و هفت ستاره ي خورشيد و ماه ، تير، ناهيد ، بهرام ، مشتري و کيوان را مقدس بشمار مي آوردند ، همين زمينه ها سبب  شد تا  تقدس اعداد زمينه بيابد وبه نسبت تعداد خدايان   عدد هاي  ? و ? و ? و ??و ?? مقدس اعلام شوند يا عدد ? ? متعلق به خداي بل و ?? به مردوک ?? به ماه و اعدادهاي کسري به ارواحي که منزلتي پايين تر داشتند نسبت داده شوند .

اصولا   باد که مي وزد خار و خاشاک را از سويي به سويي ديگر مي پراکند ، در اثر ارتباط ميان ملل ، خرافات نيز به دست باد افتاد و به همه جا پراکنده شد .   از جمله در دين يهود نيز پاي رمزهاي اعداد بازشد براي نمونه در صحيفه ي هفتم و هشتم دانيال نبي عدد رمز گونه ي آپوکالي يپ سيس يا ??? چون شمشير دموکلس بر سر همگان جاي  گرفت ، اين عدد سه رقمي نيز« ويرانگر » دانسته شد .

يوناني ها نيز مانند کلداني ها ? و? را مقدس مي دانند که اينان نيز مستقيم برگرفته از کلداني هاست بطوريکه در انديشه فيثا غورث که ??? پيش از ميلاد مي زيست و معاصر کوروش بزرگ بود و سفرهاي زيادي به کلده و مصر و حتا ايران کرده به اوج خود مي رسد . فيثاغورثيان با مشاهده ي طبيعت حکم دادند که « مي توان قانون هاي حاکم بر طبيعت را به کمک عدد بيان کرد خواه اين قانون مربوط به نظم کيهاني باشد خواه مربوط شود به هارموني موسيقي » . اينان نه تنها خواستند جهان مادي راباعد د بيان کنند بلکه دنياي درون و معنوي را نيز شامل چنين امري دانستند .فيثاغورثيان به عدد به چشم يک مفهوم بسيار اسرار آميزي مي نگريستند مثلا عدد هاي زوج را نشانه ي مرد  مثل ? و ? و عددهاي فرد را نشانه زن مي دانستند مثل ? و ?  به همين دليل« ?» مرد را با «? » زن نشانه ازدواج مي پنداشتند . عد را حقيقت اشيا ،  و واحد يا يگانه را حقيقت عدد  دانسته و تضاد واحد يا يک را با کثرت منشا اختلافات بشمار آوردند .

اين زمينه ي بسيار مساعد خرافي آنچنان طي مي شود که زمينه کار فال گيران رمالان و پيشگويان رافراهم مي آورد ، رخت نحوست تن اعداد مي کند که نحوست عد ?? از آن جمله است . عدد از بهشت انسان رانده ي ?? هم مثل همه ي عدد هاست نه شاخي دارد و نه دمي اما از کجا اين داغ بر پيشانيش نشست بايد نزد روميان جا پايش را ديد.

در روم « ميانه ماه»  را « ايدوس » مي گفتند ، اگر ايدوس به سيزده مي خورد آنرا نحس مي دانستند اما به مرور زمان ، عد د سيزده در همه حال  نحس بشمار آمد و بد نامي يا نحوست ?? عالم گير شد  شوند.

امروزه در فرانسه ي متمدن اگر خانواده اي  تعداد مهمانش به سيزده نفر برسد ، ميزبان بايد يا تعداد را به دوازده نفر تقليل دهد ، يا اينکه نفرات رابه چهارده برساند ، حتي اگر شده از کوچه رهگذري را به خانه دعوت کند . در ايران خودمان شماره کاشي خانه هايي که به جاي عدسيزده ، ??+? نوشته شده کم نيست . در امريکا نيز چنين کنند يا اينکه مي نويسند ?? مکرر « ??Bis». يا در  کشور سوئد جمعه اگر به سيزدهم بيفتد بد يمن است و بايد منتظر رويدادهاي ناخوشايند شد !

در حاليکه روز سيزدهم هر ماه   در سال شمار زرتشتي به نام تير يا تيشترايزد باران  است که به همين مناسبت جشن تيرگان در روز سيزدهم تير ماه  برگزار مي شود .

در کشورچين عدد سيزد خوش يمن است و خانه هاي سيزده اتاقه  مقدس شمرده مي شود .

بد نيست بدانيد تنها جايي که چهارده به در دارند   دزفول و خرم آبادست البته در  درين شهرها نيزسيزده را نحس مي دانند و به همين دليل روز چهاردهم فروردين به صحرا  مي روند !

اما رويدادهايي که به نحوست سيزده دامن زدند :

? ــ  در سيزدهم ما ه اول بهار، در مصر ، ستاره دنباله داري با زمين تصادف کرده و  خرابي فراواني به بار آورد .

? ــ شام آخر مسيح پيامبر ، با دوازده نفر از حواريون صرف شد . مسيح بر سرسفره    شام گفت : « آنکه مرا تسليم مي کند درين شام همراه من است ! ». همانطور که  گفته بود ، يهودا که يکي از حواريون بود به مسيح خيانت کرد و اورا تسليم نمود  باوجود ي که مسيح از پيش  چنين آگاهي داد بود ، ولي  مردمان حتا درين قضيه هم   پاي عدد سيزده را به ميان مي کشند .

? ـ يهوديان در چنين روزي درهنگام خروج از مصر در صحراي سينا سرگردان شده و  تلفات زيادي تحمل کردند .

? ــ در ايران ستاره دنباله داري به زمين خورد و آتش فشاني هاي خاموش رابه کار  انداخت و زمين لرزه خسارات زياد بار آورد .

و اما سيزده به در  و استاد شهريار.

گويا در يک سيزده نوروز استاد شهريار در باغي با ياران به گپ و گفتگو مشغول بوده که ناگهان پس از مدت ها دوري ، ناگهان چشمش به دلدارافتاد .دلداردست فرزندش را در دست داشت و خرامان مي آمد . دلداردختري بود که پيمان زناشويي با ديگري بست و هجراني آفريد که در اثر آن شهريارکه دانشجوي سال آخررشته ي پزشکي بود  ، درس را رها کرد وديگر تنها خود را در شعر ديد  و در شعر زندگي کرد . اين رويداد آنهم در روز سيزده به در باعث شد که استاد شهريار بي درنگ اين غزل را بسرايد :

يار همسر نگرفتم ، که گرو بود سرم                 تو شدي مادر من با همه پيري پسرم
تو جگر گوشه هم از شير بريدي و هنوز            من بي چاره همان عاشق خونين جگرم
خون دل مي خورم و چشم نظر بازم هست      جرمم انست که صاحبدل و صاحب نظرم
پدرت گوهر خود را به زر و سيم فروخت             پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگي وحسن و جواني و هنر            عجبا هيچ نيرزد که بي سيم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سيمم بود                   که به بازار توکاري نگشود از هنر
سيزده را همه عالم به در امروز از شهر             من خود آن سيزدهم از همه عالم به درم
تو از آن دگري ، رو که مرا ياد تو بس                 خود تو داني که من از کان جهاني دگرم
خون دل موج زند در جگرم چون ياقوت               شهريارا چکنم لعلم و والاگهرم

البته استاد يک سيزده به دررا به ميمنت اينکه دوستان به دور او گرد آمده بودند در ?? بيت وصف مي کند ، اين سيزده ديگر بد يمن نيست ، چند بيت را به عنوان گواه مي آوريم :

باري از « مرحمت ياران»  اين«  سيزده»   من
راستي ذوق دگر داشتم و   حال دگر
همه گويند که فرخ نبود سيزده ، ليک
بر من از  «  عيد هم اين سيزده شد فرخ تر»
دوستان سرخوش و از غلغله شوق و شباب
کوري چشم عدو گوش فلک مي شد کر
مست و پاتيل بدانگونه که از جا ما را
کس نيارست همي کند به سد بيل و کلنگ
گفتم اي دل هوس رفتن بيرون نکني
که چنين « سيزدهي»  را نتوان کرد « به در»
يک سيزده را استاد در هفتاد سالگي مورد نقد قرار مي دهد ، سيزدهي که بار سنگين ترافيک از منزلتش مي کاهد و دل حساس شاعر را غمگين مي کند تا با طنزي بسيار ظريف آنرا بنوازد :
هفتاد سال   عمر هدر شد به هيچ و پوچ
تا اين بقيه را به چه هيچي هدر کنيم
امروزه هر «  سواره »   رود « سيزده به در»
ما چون « پياده ايم»  به غم خانه سر کنيم
شهريست پر ز نعره ي«  ماشين»  و راه نيست
کز روي « خط کشي خيابان » گذر کنيم
اما غمي هم از سر ما وا نمي شود
گر خود « به چهار گوشه ي دنيا»  سفر کنيم
تنها اميد « جنت موعود»  مانده است
آنجا مگر که « سيزده»  خود را « به در»  کنم
در پايان اين نوشتار ،اين پرسش مطرح است که مي توان به همه ي پندارها حتا اگر خرافي باشند باور آورد ؟
باشد که سيزده هم چون سايرعددها بزيد ، بي آنکه بر چهره ا ش مهر شومي زده شود .
اميد است که هرروزتان نوروز گردد ، نوروزي که معناي پيوند آدمي با همه ي پاک سرشتي ها و نيکي ها باشد .
سبز باشيد چون چمنزاران و گندم زاران ، روان و پاک باشيد چون آبها .

زهرا شريف زاده - دبير رياضي از مشهد

۱۳ فروردین ۱۳۸٥ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | ِِDexxir | نظرات () |