دکسیر

..:: دکسیر٬ وبلاگی متفاوت ::..


متن تيتراژ پايانی سريال متهم گريخت

پی خوشبختی همش
صبح تا شب دويدم من
حتی يک آشنا
يک آشنا نديدم من
بگو آخر اين سفر می رسم کجا؟
تو منو تنها نگذار
ای خــدا , خـــــــــــدا

شهرمون آسمون آبی داره
روز روشن , شب مهتابی داره
اگه رويای قشنگ شهر تو
بره دست از سر ما برداره

آسمون اينجا خاکستريه
قصه هاش قصه ديو و پريه
آدما وقتی واسه هم ندارن
اينجا معلوم نميشه کی به کيه

توی اين شهر شلوغ يک آشنا کنارم نيست
حتی يک سر پناه واسه قلب بی قرارم نيست
نمی تونم باشم از غصه ها جدا
تو منو تنها نگذار
ای خــدا , خـــــــــــدا

نه ديگه مگه اسباب کشيه
وقت جستن تو حوض نقاشيه
کی می دونه مقصد سفر کجاست
کی می دونه آخر قصه چيه
قصه چيه؟

افشين

٢ فروردین ۱۳۸٥ | ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ | ِِDexxir | نظرات () |